خاتون
ای صمیمیت جاری به دل عاطفهها
عطر یاس تو نشسته به دل عاشق ما
بندبندم همه از عشق تو سرشار شدهست
واژهٔ زندگیام با تو گرفته معنا
غزلم با تو و دنیای تو پیمان بستهست
خانهام غرق سکوتیست پر از نور و دعا
و تو رویای غزلهای منی ای بانو
امشب از روی عنایت به دلم در بگشا!
بینشان گرچه تو را خاک در آغوش کشید
همهجا پر شده از عطر تو و رنگ خدا
با تو خاتون من آری دل من دریاییست
قلب خورشیدی تو باز دمیدهست اینجا
تو همان حس بزرگی که به باغم رویید
ای صمیمیت جاری به دل عاطفهها