بخوان
ببین که غرق سکوتی سفالیام با تو
پر از طراوت باران، شمالیام با تو
تو مثل پاکی آبی ببار بر تن من
که من صداقت سرسبز شالیام با تو
تو از اهالی عشقی تغزلت زیباست
نشسته عاطفه در قاب خالیام با تو
شکسته غربت دل را سرود چشمانت
و با ترنم چشمت چه حالیام با تو!
بخوان برای دل من ترانهای از عشق
بخوان که غرق سکوتی سفالیام با تو