جواب
آمد به روح خالی من اضطراب داد
بر انجماد ثانیههایم شتاب داد
میخواستم که باز ببارد به روی من
اما کویر شد به نگاهم سراب داد
یک صندلی..درخت! برایم حساب کرد!
در حیرتم چهوقت به دستم طناب داد؟!
من را به سمت چوبهٔ دارم کشید و بعد
با قاهقاه خنده دلم را عذاب داد
جسمم کشیده شد به سر دار لعنتی
آری چه خوب عشق مرا او جواب داد!