رگ خواب
تو دردهای دلم را چه خوب فهمیدی
و زخمهای غرور شکسته را دیدی
به دوش خویش کشیدی تمام دردم را
شبی که زندگیات را به عشق بخشیدی
و پابهپای دلم مثل یک ترانه شدی
دوباره زنده شدی در تنم درخشیدی
شبیه رقص کبوتر به دور گنبد عشق!
و مثل قاصدکی در بهار رقصیدی
چقدر تازه شدم با نگاه تو ای خوب!
اگرچه با رگ خواب دلم تو خوابیدی
هنوز در شب من رد پای توست بهجا
بیا که درد دلم را تو خوب فهمیدی