لبریزم
چندیست به احساسم خورشید نمیباری
سرد است هوایم باز، در لحظهی بیداری
پاییز شدم بیتو، من منتظرم ای مهر
یکمعجزه با من باش تا فصل سبکباری
ای عشق اساطیری در من غزلی بنواز
با شعبدهی خواهش، این بازی تکراری
در حجم نیاز من ادراک تو روییده
تو معنی خورشیدی! در حوصلهام جاری!
لبریز تمنایم ای خوب مرا دریاب
چندیست به احساسم خورشید نمیباری