با من بمان

شیوا فرازمند » غزلیات » با من بمان
با من بمان ای بهاران با نور همزاد باشیم
سخت است خاموش‌بودن، پیوسته فریاد باشیم
دل میل پرواز دارد این آسمان مال دل‌هاست
وقت است وقت پریدن، باید که آزاد باشیم
کوهی‌ست این درد پنهان، ما تیشه‌ی عشق داریم
باید برای رسیدن مانند فرهاد باشیم
ویران نباشیم هرگز، تفسیر دریا بمانیم
در وسعتی بی‌نهایت، یک شهر آباد باشیم
تو ذره‌ذره رسیدی، صد کهکشان استقامت!
حالا بمان تا به نامت با نور همزاد باشیم
شیوا فرازمند شیوا فرازمند