نابودی

دارم بدون عشق تو نابود می‌شوم
با آتشِ همیشه‌ی غم دود می‌شوم
من وسعتی فراتر از این عشق بودم و
حالا ببین که کوچک و محدود می‌شوم
در غربت سپیدِ زمستان نشسته‌ام
یک جاده‌ی سیاه و مه‌آلود می‌شوم
فریاد می‌زنم که بیا بی‌تو عاقبت
یک‌شب میان ثانیه مفقود می‌شوم
باور نمی‌کنی! به خدا ای عزیز من
دارم بدون عشق تو نابود می‌شوم
شیوا فرازمند شیوا فرازمند