به اقتدای دل

شیوا فرازمند » غزلیات » به اقتدای دل
تمام هستی‌ام شده به عشق تو فدای دل
سروده‌ام ترانه‌ای، غزل‌غزل برای دل
به شوق حرف‌های تو، به نام چشم‌های تو
نماز عشق خوانده‌ام شبی به اقتدای دل
نشسته‌ام که بشنوم ترانه‌ای ز عمق شب
شب است و تار می‌زنم برای غصه‌های دل
در این میانه پل زدم به راه عشق و عاشقی
شنیدم از ستاره‌ها نوای آشنای دل
گلی به باغ هستی‌ام شکوفه زد به رنگ تو
نشست قصه‌ی شبت، به‌سادگی به‌پای دل
شیوا فرازمند شیوا فرازمند