عاشقانه

کتاب‌ها را یکی‌یکی ورق می‌زنم
چشمانم روی شعرها می‌دوند.
هر چه که عشق است،
تویی در جهان محسوس واژ‌ه‌ها و رویاها‌؛
میان هرچه خواستنی‌ست،
تویی که به ژرفای وجودم ترنمی!
در شگفتی چشم‌هایت آغاز می‌شوم
و برایت می‌نویسم
که جهان را بین چین درون دستانت یافته‌ام،
موسیقی را در آوای کلامت،
و عشق را در آغوش آرامت چشیده‌ام.
تکه‌پاره‌های احساسم را تو
با عمیق‌ترین احساست دوباره بافته‌ای
و من خود را بازیافته‌ام از خود.
دوستت دارم
و جهانم بی‌نظیر است
که تویی!
شیوا فرازمند شیوا فرازمند