نسبت دیرینه

شیوا فرازمند » اشعار سپید » نسبت دیرینه
نسبتم با آتش
از پیوندهای دیرینه‌ی سیاوش است
مثل سرخ‌وارگی خورشید غروب
آن‌جا که می‌سوزند
نسل‌های سوزنی
سوزن‌سوزن
در پیچ‌و‌تاب فروریخته‌ی سرخ‌رگ‌ها.
بعد از آخرین فریاد
دهانم گس می‌شود
از مزه‌ی پوتین‌های گل‌آلود.
در تاریک‌روشنای راه‌های نرفته/رفته
در انتهای مرزها.
تافته‌ی‌جدابافته، همین راه سوزانی‌ست
که آتش را به مغز پیوند می‌زند
همان آتش که افتاد بر خواب‌هایم
روزی که دست‌هایم را
به شکوفه‌های سیب رساندی
تا بالاترین‌ها
از کشاکش رگ‌هایم فوران کند
آن‌جا که مرز میان ما
باریک شد
آن‌جا که پیوندم را به سیاوش
به خورشید
به آتش
نوشتند.
آن‌جا که خون
از رگ‌های تو
آتشفشان شد
تا تنم
وطنم
از تو تا تو
که پیچ‌در‌پیچ جاده‌ها عیان شدیم.
من در مرکز ثقل زمین
روییدم بر گرده‌ی درد،
تو
در زخم‌هایم
شیوا فرازمند شیوا فرازمند