ژنهای گیاهی
ما اکنون
تاریخ مختصری هستیم
از سالیانِ ژنهای گیاهی
که در انقلاب آب و خاک
با بادهای سرد
به خوابها سپرده شدیم.
ایمان آوردهبودیم
به خدایان آرزوها که
تبربهدست
نشستهبودند بر گردهی قانون...
جانوران عظیمالجثه
که از خیال افسانهها
پا میگذاشتند بر زمین،
شکل میگرفتند
تا محکم بسازند
شبکههای مزینبهقفسهای تنگ را
در آوندهای گیاه بربادرفته!
ترس از فراسوی واژهها
زه کشید
کمانه کرد کلمه!
و ما بومیهای رمیده از وطن شدیم
با تاریخی که
بهای گزافش را پرداختهایم
یا شاید هنوز
در اکتشاف دوباره
قرار است که به خاک برگردیم.
تاریخ، لختهایست
درون شریان بیداری که
رد خونینش باقیماندهاست
در پیکر رویاهایمان!
ما اکنون به فراخور داستان تاریخ
داریم در خوابها میمیریم