شماره 3
کودکی یادت به خیر
با تو بودم بیخیال
آشنا با قصهها
میپریدم با دو بال
کودکی! یادش به خیر
روزهای روشنت!
سالهای مهربان،
نغمهها در گلشنت
کوچهی باریک ما
لانهی عشق تو بود
خانهی پرشور ما
قصه از تو میسرود
کودکی! یادش به خیر
آشنای کودکی
آسمانِ پر ز عشق
عشقهای کودکی
کاش باز این سالها
در تو معنا میشدند
لحظههای عمر من
در تو پیدا میشدند
کودکی یاد تو را
قاب زرین میکنم
اسم زیبای تو را
باز گلچین میکنم
کودکی! ای کاش من
چون عروسک میشدم
میدویدم بیهوا
باز کودک میشدم