شماره 4

مثل یک بمب خوشه‌ای هستی
روی سقف اتاق می‌افتی
می‌زنی زخم‌های پی‌درپی
در شبم اتفاق می‌افتی
ترکشت می‌خورد به هر گوشه
می‌خزم زیر دست و پای خودم
گریه‌ای تلخ می‌کنم هر شب
مرگ را می‌خرم برای خودم
می‌زنم از سکوت شب بیرون
با جنینی که شکل خاطره‌هاست
وقت «کورتاژ» این جنین شده‌است
ترکشی در تن جنین برجاست
باورت نیست می‌روم اما
گفته‌بودم که زود می‌بازی
گفته‌بودم بگیر دست مرا
پیش از آن‌که مرا بیندازی
شیوا فرازمند شیوا فرازمند